همونایی که تنهایی کافه و رستوران میرن
شبا تنهایی قدم میزنن و سیگارشون رو بی تفاوت به همه چی میکشن
از دور که نگاشون میکنی ابروهاشون گره خورده تو هم، همش فکر میکنن... ولی وقتی نزدیک میری و باهاشون صحبت میکنی با نگاه و آرامش خاصی باهات حرف میزنن!
اینا بهترین آدما برا درد و دلن...
همونایی که راجبه همه چی اطلاعات دارن و نگفته میفهمن...
اما این مردا یه زمان مثل بقیه مردای معمولی بودن:
اسپورت میپوشیدن، با صدای بلند میخندیدن، فوتبال میدیدن، چشم چرونی میکردن و ...
خلاصه عین خیالشون نبود و رنگی بودن!
تا اینکه یه روز، یه زن تو زندگی شون اومد... عاشق شدن...
زنی که زندگیشون رو عوض کرد، تنهاشون گذاشت و رفت!
از اون روز این مردا خیلی عجیب و خاص شدن
خلاصه این مردا از دور خیلی خوب و جذابن ولی اگه بخوای وارد زندگیشون بشی...
وقتی بهشون بگی دوست دارم، غصه رو تو چشاشون میبینی...!
انتظار نداشته باش بهت بگن منم دوست دارم!!!
مکالمه های تلفنیشون کوتاه و مختصره و اکثراً زیاد حرف نمیزنن...
برا قرارشون عجله و هیجان ندارن
این مردا دیگه خیلی سخت اعتماد میکنن
اگه بهشون دروغ بگی، سعی نمیکنن ثابت کنن و مچ بگیرن و ...
بلکه یه لبخند کوچیک با چشای خمار میزنن و آروم پا میشن و میرن
وقتی رفتن دیگه هیچ وقت برنمیگردن
حالا حالا ها گذشت ندارن و اصلا فکر نکن دل رحمن...!
این مردا بزرگترین دردای دنیا رو تحمل کردن...
یادت نره دیگه هر دردی براشون درد نیست...!