-
عآشق می شوم...
شنبه 23 دیماه سال 1391 11:12
بـه چـشـمـهـایـت بگــو . . . نـگـاهـم نـڪـنـنـد ... بـگـو وقـتـے خـیـره ات مـے شـوم ڪـارشـاטּ بـه ڪـار خـودشـاטּ بـاشـد . . . ! نـه ڪـه فـڪـر ڪـنـے خـجـالـت مـے ڪـشـم هـا . . . نـه ! حـواسـم نـیـسـت . . . عـاشـقـت مـی شـوم . . . !
-
من زنم اما گاهی کودک می شوم...
یکشنبه 17 دیماه سال 1391 14:05
مـن زنم اما گاهی کودک میشوم کودک دلبندِ تـــــــــــو همچناטּ بـه تو عشق خواهم ورزید پشتیبانت خواهم بود و تــــــــو مردِ مــــن فقط مرد مـن تو پادشاه تمام ایـن عاشقانـﮧ هایی و مـن ملکـه ی خوشبخت و عاشق زیر نم نم دوستت دارم های مــن بماטּ شاهزاده ی رویاهای مـن!
-
خدایا...!
یکشنبه 17 دیماه سال 1391 12:21
دخـترک بـا خود نجـوا کرد : خدایا ...! چـقد به ساز ایـن دنیـا برقــصم ...؟ بـه تو نگریسـتم و در دل گـفتم : رقصــیدن به ساز دنیــا چـه عیــبی دارد؟ وقـ ـتی هر کــس دنیایی مـثل تــ ـو داشتـه باشد ...؟
-
جشــن
یکشنبه 17 دیماه سال 1391 11:48
دیشب به رسم هر شب ! بازهم برای نبودنت جشن گرفتم با اشکــــــــــــــ میدانم!! تو هم نبودنم را جشن میگیری بــــــــا او
-
اشتبآه!!!
یکشنبه 17 دیماه سال 1391 11:45
چـه کـــــــرده ای بــا مــن ..!!؟ کـه ایـن روزهــــــا ، تــــو را فـقــط بـه انـدازه ی یـک ... ... ... ... اشتباه می شناسم
-
بزرگترین دلتنگی!!!
جمعه 15 دیماه سال 1391 11:51
بزرگترین دلتنگی اینه که بدونی اونی که دوستش داری هیچوقت مال تو نمی شه. اینه که بدونی یه روزی از کسی که دوستش داری باید جدا بشی چه بخوای چه نخوای ...
-
تظآهر...
جمعه 15 دیماه سال 1391 11:25
خسته ام از تظاهر به ایستادگی ! دیگر نمی توانم بی دلیل بخندم و وانمود کنم که همه چیز رو به راه است ! می خواهم لج کنم ... با خودم .. با همه دنیا ! چه قدر بگویم فردا روز دیگریست و باز مثل هر روز باشد...
-
غرور...
جمعه 15 دیماه سال 1391 11:22
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت : او یقیناَ پی معشوق خودش می آید! پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود : مطمئناَ که پشیمان شده بر می گردد! عشق قربانی مظلوم ” غرور” است هنوز ….
-
دوستت دارم
جمعه 15 دیماه سال 1391 11:15
از دنیا دل می کنم ... از همه چیز و همه کس ... از عشق ... از دوست داشتن ... تو یه شب تاریک بی اختیار قدم می زنم ... چشام پر از اشکه ... این جاده تمومی نداره... میرسم به یه جای پر از گل ... باد موهام و نوازش میکنه ... بوی گل ها مستم میکنه ... خودمو تو آغوش گل ها رها میکنم ... چشامو می بندم ... همون لحظه یه پرنده میشینه...
-
همه چیز پاک است و خاکی...!
پنجشنبه 14 دیماه سال 1391 15:39
ا ی ـنجا هـ ـ م ه چیـز خـوب اسـت ...! همـ ـه چـیـ ز پـاک اسـ ـت و خـ ـاکی ...! فقـط کـمی نـ ـگرانـ ـم ... ؛ ن می دانم ، از زیـر سـنگ قـبر هم می ـت وانم بـبینمت ...؟
-
سلام!!!
پنجشنبه 14 دیماه سال 1391 13:06
سلام دوستان! من این وبلاگ رو درست کردم که فقط توش حرف دل بزنیم و من توش عکس ها و جملات عاشقانه رو بذارم. خوشحال می شم با نظراتتون همراهیم کنید. اگه بازدیدها و نظرا زیاد باشن تند تند آپ می کنم. پیشاپیش مرسی از حضورتون